نيمانيما، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 26 روز سن داره

تك ستاره زندگيمان نيما

دوچرخه سواري نيما

عزيزم.با وجود اينكه تازه اسباب كشي كرديم و به اين خونه اومديم ولي با خرابكاري هاي شما بايد يه گردگيري حسابي بكنم البته چيزي براي شستن نداريم ولي تميزكاري مي خواد .توي اين روزا كه حسابي سرم شلوغه تازه بازي كردنات و به هم ريختنات گل كرده مثلا تو عكساي زير نشون ميده كه چجوري با دوچرخت داري از اينور به اونور ميري و من هم كلي كار دارم.نگاه مي كنيم... ...
22 فروردين 1391

خاطرات نوروز 1391 براي پسرم

عسلم ما سال نو رو كمي با دوري از عزيز و آقا جونت شروع كرديم آخه اونا از اول تا سيزدهم فروردين رفته بودن مكه،براي من كمي سخت و دوري از اونا كمي مشكل بود ولي خوب ديگه جاي خوبي رفته بودن تازه كلي هم سوغاتي برامون آوردن، 5 ورز اول عيد رو به ديد و بازديد گذرونديم روز ششم رفتيم شمال و از روز هفتم تا دهم عيد مشهد رفتيم راه مشهد كمي خسته كننده هست وقتي رسيديم اونجا تا بحال اونقدر جمعيت نديده بودم بي نهايت شلوغ بود ولي ما مشكل جا و مكان نداشتيم چون از قبل هتل رزرو كرده بوديم البته امسال اذيتمون نكردي و حرف گوش مي دادي اونقدر شلوغ بود كه نتونستيم اونجا جايي بريم فقط خواجه ربيع رفتيم و بقيه وقتمون رو تو خيابونا و داخل حرم بوديم چند تا از عكسات رو مي ذا...
19 فروردين 1391
1